چند جمله از دکتر علی شریعتی در مورد عشق
/a>
“…عشق چیست؟ صدها تعریف دربارهی عشق کردهاند، و میشود کرد، اما آنچه
به نظر من بهترین و عمیقترین تعریف از عشق است، این است که عشق
زاییده تنهایی است و تنهایی نیز زاییده عشق است…”
“…عشق، حیرت و گریز و بیتابی یک دورافتاده است برای پیوستن،
برای تجدید اتصال، نالهی نی خشک و بریده و غریب در آرزوی بازگشت به نیستان…”
“…وقتی عشق فرمان میدهد، محال سر تسلیم فرو میآورد…”
“…عشق تنها کار بیچرای عالم است…”
“…دریغ که کسی در همه عالم نمیداند که چه میگویم ؟ که این عشق
که در من افتاده است نه از آنهاست که آدمیان میشناسند که آدمیان عشق
خدا را میشناسند و عشق زن را و عشق زر را و عشق جاه را و ازینگونه…
و آنچه با من است، نه، آنچه من با اویم با این رنگها بیگانه است، عشقی
است به معشوقی که از آدمیان است… اما… افسوس که… نیست!
معشوق من چنان لطیف است که خود را به «بودن» نیالوده است که
اگر جامه وجود بر تن میکرد نه معشوق من بود. معشوق من، رزاس من،
موعود بکت، «گودو»ی بکت است، منتظری که هیچگاه نمیرسد!
انتظاری که همواره پس از مرگ پایان میگیرد، چنانکه این عشق نیز… هم…”
“…اگر عشق از انسان گرفته شود، وی به صورت یک موجود منفرد و
منجمدی در میآید که فقط به درد دستگاههای تولیدی میخورد…”
عشق و ایمان در اوج پروازش از سطح ستایشها میگذرد و معشوق در انتهای
صعودش در چشم عاشق سراپا غرقه سرزنش میشود و این هنگامی
است که دوست استحقاق بخشوده شدنش را در چشم دوست از دست میدهد.
“… دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی
از سر نابینایی، اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن
و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هرچه از غریزه سرزند بیارزش
است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا که یک روح
ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج مییابد…”
سلام نماز روزت قبول کارت بیست...
نماز و روزه شما هم قبول.