شب مثال دریاست
و ستاره ها در آن مروارید
قایقی لازم نیست
غرق باید شد در این بحر غریب
دست و پا لازم نیست
اندکی آرامش
و کمی هم رویا
خوب می شد من و تو تا ته دریا برویم
یک عدد مروارید از میان صدف ساکت ابر برداریم
و نگاهش بکنیم
و نگاهش بکنیم
تا دم صبح...
::تو چه حسی بودی که به من پیوستی::
::و این گونه غریب مرا گسستی::
::نمیدانم تا کی به جاده تنهایی چشم بدوزم::
::نمیدانم تا کی به انتظارت بنشینم::
::نمیدانم این دل تا کی منتظر ترنمی از تو باشه::
:: نمیدانم تا کی چشمم به نمایشگر تلفن باشه::
تو رفتی و این دل عاشقتر شده::
تو رفتی که خاطراتمون برنگرده::
::امشب هم دلتنگتم نه مثل همیشه::
::بلکه بیشتر و بیشترتر از همیشه::
::امشب هم این دل خواهد گریست::
::ولی افسوس که دیگه کسی به یاد ما نیست::