شعرهای جدایی

شب مثال دریاست

شب مثال دریاست

و ستاره ها در آن مروارید

قایقی لازم نیست

غرق باید شد در این بحر غریب

دست و پا لازم نیست

اندکی آرامش

و کمی هم رویا

خوب می شد من و تو تا ته دریا برویم

یک عدد مروارید از میان صدف ساکت ابر برداریم

و نگاهش بکنیم

و نگاهش بکنیم

تا دم صبح...

 

 

::تو چه حسی بودی  

بای

::تو چه حسی بودی که به من پیوستی::

::و این گونه غریب مرا گسستی::

::نمیدانم تا کی به جاده تنهایی چشم بدوزم::

::نمیدانم تا کی به انتظارت بنشینم::

::نمیدانم این دل تا کی منتظر ترنمی از تو باشه::

:: نمیدانم تا کی چشمم به نمایشگر تلفن باشه::

تو رفتی و این دل عاشقتر شده::

تو رفتی که خاطراتمون برنگرده::

::امشب هم دلتنگتم نه مثل همیشه::

::بلکه بیشتر و بیشترتر از همیشه::

::امشب هم این دل خواهد گریست::

::ولی افسوس که دیگه کسی به یاد ما نیست:: 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد